محمد تقي جعفري
155
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
ذكر دائمى كسى است كه آشنايى نزديكى با هستى آفرين پيدا كرده است . از يك بند انگشت گرفته تا هشتاد ميليارد سلَّول مغزى با پانصد ميليون شبكه ارتباطات كه در زير جمجمهء تو مشغول فعاليت است ، جلوه گاهى از مشيت قاهرهء خداى تست . اين همه نيروها و استعدادها كه چند روزى به امانت بر ما سپرده شده است ، در هنگام پيكار با باطل ، بايستى در كف اخلاص به پيشگاه او تقديم شود . اينجا لب جوى زيبا نيست ، اينجا براى تماشاى مناظر زيباى طبيعت نيامدهايم . اينجا بازار سوداگرى هم نيست . اين ميدان كارزار جايگاه برگردانيدن امانت الهى است كه زندگى و هستى ما است . متزلزل مباش ، يكايك صفوف دشمن را منگر ، نيروها و وسايل جنگى آنان خيره و مرعوبت نسازد . ديده بر آخرين صفوف دشمن بدوز چونان قهرمان پيروزى كه انبوه دشمن را درنوردد و آخرين جبههء خصم را بگيرد . 7 - و اعلم انّ النّصر من عند اللَّه سبحانه ( و بدان كه پيروزى از نزد خداوند سبحان است ) . پيروزى از خدا و براى خداست و بس اينست منطق پيشواى الهى ما كه در فوق منطق درّندگان انسان نما قرار گرفته است . من زدم ، من كشتم ، من پيروز شدم ، من دشمن را از بين بردم ، سخنان گرگ صفتانى است كه سرتاسر تاريخ را با پنجهها و دندانهاى خود ، با خون انسانها رنگين نمودهاند . من انسان يا انسانهايى را از پاى در آوردم و پيروز گشتم ، جمله ايست كه تاكنون در فضاى تاريخ طنين انداخته است و احساس مىشود كه پس از اين همچنين خواهد بود . اين طبيعت درندهء آدمى است كه همهء مصلحان و پيامبران براى تعديل و تلطيف آن ، مىكوشند و فداكارى در اين راه را اولين مادهء رسالت خود مىدانند . پليدتر و نفرت آورتر از اين طبيعت آدمى و جانگدازتر از آن ، نامگذارى